[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
آشنایی با ژئومورفولوژی::
آشنایی با انجمن::
اخبار رویدادها::
کارگاه های میدانی انجمن::
دانشنامه ژئومورفولوژی::
اخبار علمی::
عضویت در پایگاه و انجمن::
بخش آموزش::
دریافت فایل::
داده ها و تصاویرماهواره ای::
موسسات ژئومورفولوژی::
منابع ارشد و دکترای جغرافیا::
نشریات ::
درگاه دانشگاه ها::
تسهیلات پایگاه::
پست الکترونیک::
برقراری ارتباط::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
پایگاه مرتبط

مجله پژوهش های ژئومورفولوژی کمی 

سایت کنفرانس های انجمن ایرانی ژئومورفولوژی 

انجمن علمی باستانشناسی ایران 

..
:: از Niveo تا Nunatak ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۸/۱۴ | 
 
NIVEO-AEOLIAN ACTIVITY - کنش برف بادی
فرآیندهای برف بادی قطار شدگی، ترا برد (انتقال ) و نهشت ذرات ریزدانه ( عمدتا به اندازه ماسه ) را در پهنه پوشیده از برف موسمی توسط باد را شامل می­شود و تعدیل چنین رسوباتی طی ذوب شدن برف را در پی دارد.  تعریف ویژگی کنش برف بادی نهشت رسوب باد وزیده بر پوشش برفی است.  این هم شامل نهشت هم زمان رسوب آمیخته و برف روان، یا نهشت رسوبات باد وزیده بر روی پوشش برفی قبلی است.  رسوباتی که توسط باد روی پوشش برفی ته نشین می شوند به نهشته های برف بادی اشاره می کنند.  واژه تغییر سطح آب به فرآیند ها، اشکال کوچک و ساختارهای رسوبی مرتبط با ذوب شدن توده برف زیرین اشاره می کند.
کنش برف بادی در بیابان های قطبی محیط های شمالگانی،‌ روی فلات آلپینی ( اهلبرانت و آندرس 1987) و روی کوهستان های دریایی ( بالا نتینه و ویتنگتن 1987) رخ می دهد.  بیش تر نهشته های برف بادی سالانه است ( مرتبط با ذوب کامل برف در زمستان )، اگر چه در نواحی بسیار سرد قطب جنوب نهشته های دائمی شامل رسوب و برف بین لایه ای رخ می دهد.  در جایی دیگر، ممکن است برف مدفون شده به مدت یک یا چند تابستان زیر نهشته های برف بادی برجای بماند.  ( بلانگر و فیلیون 1991).  
منابع رسوبات برف بادی شامل دشت سیلابی غیر گیاهی یا نیمه گیاهی یا دشت بدون شستی، دریا کنار و دلتاهای بالا آمده، صفحه ماسه ای بادی و تلماسه، نهشته های یخساری و سنگپوش ماسه ای است.  رسوبات در پاییز یا بهار زمانی که پوشش برفی کامل نشده یا در زمستان زمانی که بادهای قوی برف را از سه تیغ پشته یا تپه های کوچک از بین می برند، توسط باد ایجاد می شوند.  در ذرات ماسه آزاد شده از سطح های یخ زده، تصعید یخ منفذی و سایش توسط ماسه وزنده مهم است.  بیش تر ذرات ماسه ای همراه با ماسه ریزدانه و ذرات پژی (سیلت) متحرک در تعلیق، توسط جهش یا خزش روی یخ یا پوسته سخت شده برف حرکت می کنند.  ممکن است طی طوفان های شدید، دانه های درشت تا 4 متری بالای سطح برف پرتاب شوند.
رسوبات برف بادی از لحاظ اندازه عموما ترکیبی ناهمگون دارند.  اما غالبا دانه های متوسط و سخت ماسه در این لایه ها وجود دارد.  اندازه کوچکترین دانه های ماسه حدود 2/0 میلیمتر و بزرگترین آنها به 2 میلیمتر میرسد.  لایه های تازه در بالا یا دامنه توده های برف تشکیل می شوند.  لایه های مخلوط برف وماسه بوسیله برف خالص از یکدیگر جدا می شوند.   در طول ذوب، رسوبات درسطح برف جمع می شوند.   چنین لایه های مخلوطی بستگی به ضخامت موانع بادپناه مخصوصا" سطوح لغزنده توده های شنی دارد.  آب شدن لایه های زیرین برف سبب پیدایش برجستگی ها، فرورفتگی ها، پیچ وخم های درهم، گودالها، سوراخها و لغزشی شبیه زلزله می شود.  گاهی اوقات آب ناشی از ذوب برف در لایه زیرین برف و ماسه گسترده می شود.  اگر فرمهای سخت شده زیر لبه لایه لغزنده بسرعت پوشیده نشوند خشک و بوسیله بادهای تابستانی از بین می روند.  بنابراین رسوب برف وماسه بندرت اثری از ساختارهای خود در منطقه سرد سیر بجا می گذارند.  به این دلیل نقش فعالیت برف وماسه در آخرین وگسترده ترین دوره زمین شناسی که به دوره پلیستوسن مشهوراست درتشکیل توده های شنی و شنزارهای اروپا و آمریکای شمالی قابل بحث می باشد.
Refrences
Ahlbrandt، T. S.  and Andrews، S.  (1978) Distinctive sedimentary features of cold climate eolian deposits،North Park، Colorado، Palaeogeography،Palaeoclimatology، Palaeoecology 25، 327–351.
Ballantyne، C. K.  and Whittington، G. W.  (1987) Niveoaeolian sand deposits on An Teallach، Wester Ross، Scotland، Transactions of the Royal Society of Edinburgh: Earth Sciences 78، 51–63.
Belanger، S.  and Filion، L.  (1991) Niveo-aeolian sand deposition in subarctic dunes، eastern coast of Hudson Bay، Quebec، Canada، Journal of Quaternary Science 6، 27–37.
Dijkmans، J. W. A.  (1990) Niveo-aeolian sedimentation and resulting sedimentary structures: Søndre Strømfjord area، western Greenland’، Permafrost and Periglacial Processes 1، 83–96.
Koster، E. A.  and Dijkmans، J. W. A.  (1988) Niveoaeolian deposits and denivation forms، with special reference to the Great Kobuk sand dunes، northwestern Alaska، Earth Surface Processes and Landforms 13، 53–170.
Lewkowicz، A. G.  and Young، K. L.  (1991) Observations of aeolian transport and niveo-aeolian deposition at three lowland sites، Canadian arctic archipelago، Permafrost and Periglacial Processes 2، 197–210.
McKenna Neuman، C.  (1990) Observations of winter aeolian transport and niveo-aeolian deposition at Crater Lake، Pangnirtung Pass، NWT، Canada، Permafrost and Periglacial Processes 1، 235–247.
SEE ALSO: aeolian processes; nivation; periglacial geomorphology
COLIN K.  BALLANTYNE         (مترجم: فاطمه نوربخش)
 
 
 NON-LINEAR DYNAMICS - دینامیک غیرخطی
زمین شناسان وپژوهشگرانی که در مورد لایه های سطحی زمین کار می کنند به این نتیجه رسیدند که پیدایش لایه های گوناگون زمین نتیجه فعل وانفعالات پیچیده ای درطول زمانها ومکانهای مختلف می باشد. ( Schumm and Lichty 1965; Schumm 1979; Brunsden and Thornes 1979) اخیرا"، این نظریات از لحاظ مختلف با در نظر گرفتن یافته ها و ابزار از رشته دینامیک غیر خطی در رشته ریاضی و فیزیک بررسی، تقویت و گسترش یافته است.  واژه "غیر خطی" به زبانی ساده یک روابط نامتعادلی بین فشار نیروهای مختلف بوجود آورنده لایه های زمین وعکس العمل این لایه ها عدم تناسب بین ورودی و خروجی را نشان می دهد (به عبارتی ساده میزان نیروها وفشارهای وارده به زمین تناسبی با ساختار لایه ها ندارند).  برای مثال، منحنی سرعت هیلستروم نشان میدهد که هیچ تناسبی بین سرعت آّب ومیزان ذرات رسوبی وجود ندارد.  این نمودارمنحنی عوامل دیگری نظیرفشردگی املاح رسوبی و پیوستگی ذرات رسوبی با یکدیگرنیز می باشد.  تشکیل لایه های زمین نتیجه فعل و انفعالات ناهماهنگ و بی تناسب بسیاری است که در طول زمانهای مختلف انجام می گیرند.  بنابراین، واژه غیر خطی نشان دهنده چگونگی سیستم بوجودآورنده لایه ها بوده واز پروسه های مشخص فعل وانفعالاتی که لایه های مختلف را سبب می شوند گفتگو نمی کنند.  در مثال سیستم شیب ناپایدار، این بدین معناست که رابطه ای بین شدت بارش بر شیب و زمان و میزان زمین لغزه به جای رابطه علی ومعلولی ساده، ممکن است غیر خطی و پیچیده باشد.  این نظریه که تمام سیستم های پیچیده که ترکیبی از عوامل مختلف هستند بطور غیر خطی ) عمل می کنند، یک باور پذیرفته شده است.  پذیرش عمومی (NSD) به پیدایش نظریات عمومی درباره چگونگی تشکیل لایه ها و بوجود آوردن الگوهایی بر اساس تحقیق در مورد این سیستم بستگی دارد،الگوهایی که جبران کننده و بازگوی کم وکاست روشهای مطالعاتی متداول هستند.  در عمل، وجود مدل های قابل اعتنا در سیستم های واقعی و همچنین مفید بودن اندیشه های (NSD) مورد بحث و گفتگوست.  
(NSD) ممکن است اطلاعات مفیدی درباره (1) پدیده قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی زمین شناسی؛ (2) تمایز بین تغییرات خود بخودی و غیر طبیعی زمین شناسی (3) تاثیر میزان حساسیت و انعطاف پذیری مناظر (4) استفاده مناسب از مقیاس های ذهنی و مدل سازی شده و روش شناسی را بدست آورد.
قسمت مفیدی در بحث رفتار سیستم غیر خطی در مورد شناسایی تغییرات درونی و بیرونی وجود دارد.  تغییرات درونی آن دسته از تغییرات خود به خودی که از طریق خودسازمانی به عنوان قسمتی از خود سیستم دینامیک بدون هیچ عامل غیر طبیعی مستقیم و نسبی، مشابه نظریه تکامل بیولوژی می باشند.  توضیحی که در اصطلاح"پیکان زمانی" نام دارد با ارائه کامل در قانون دوم ترمودینامیک به وجود می آید، که پیش بینی می کند سیستم در جهت نقطه تعادل جایی که انرژی آزاد شده است به حداقل رسیده و با افزایش آنتروپی ترمودینامیکی (اختلال)؛ گسترش می یابد.  بنابراین، انرژی آزاد شده در شکلی از جریان آبِ سازمانی از شبکه رودخانه ایی، مخصوصا تراکم زهکشی، بوجود می آید بطوری که کل پتانسیل ِ جریانِ آب ازبین رفته و رسوبات حمل شده در سراسر مناظر( یا بخشی) به حداقل رسیده است.  همانطور که در چرخه (Davisian) کلاسیک از تکامل لند فرم، تعادل ترمودینامیک مشخص است زمانی که برجستگی زمین وجود دارد به تدریج دشتگون کاهش می یابد.  به هر حال، از آنجا که سطح زمین با دشتگون ها نمایان نمی باشد اما تا حدودی با مجموعه ایی از اشکال زمین شناسی دیگر مشخص می باشند، روشن است که اکثر مناظر در گسترش "بازه زمانی" خودشان متوقف شده بودند.  بنابراین، در این ایده از"پیکان زمانی"در سیستم­های رفتاری دیگر که توضیحی از مجموعه ایی در برخی نقاط دور از تعادل سیستم های زمین شناسی که به عنوان سیستم های ائتلاف شناخته شده است تثبیت شده می باشند.  (Prigogine 1996)
یکی از این موارد، پیچیدگی ناگهانی، بیان شرایط بازیافت، و اغلب سیستم های تجزیه که نشان دهنده حالت های منظم حفظ شده توسط جریان انرژی در سراسر سیستم مرزی می باشد است.  در مدت زمان زندگی بشر، ممکن است به نظر برسد که تغییر ناپذیری در شکل های اساسی آنها ظاهر شده است اما طی مدت زمان طولانی این سیستم ها تکامل یافته یا بطور فزاینده ایی به شکلی منظم و پیچیده تبدیل شده اند، همان طور که در مثال مربوط به آب و هوا که منجر به لایه های خاک می شود، اکوسیستم پیچیده زمین را تامین می کند.  دیگری، رفتار بی نظمی می باشد که ممکن است گوناگونی محلی از بسیاری از سیستم های زمین شناسی را بیان کند.  بی نظمی به راحتی در معادلات ریاضی که بیان کننده فرایند هایی مانند جریان آبِ آشفته می باشد قابل رویت است، اما مفهوم نظریه بی نظمی برای ژئومورفولوژی فراتر از این می باشد.  رفتار بی نظمی بدان معنی است که مسیر درستی از مجموعه ایی از فرایند های تعامل در مدت زمانی که بسیار به شرایط اولیه و حتی به کوچکترین آشفتگی های بیرونی حساس می باشد که در یک مدت طولانی، یک ناظر، چشم انداز های بی نظمی را با اختلاف جزئی اولیه در برجستگی زمین مشاهده کرده باشد، زهکشی و تقویت خاک در مدت زمان یعنی: انشعاب، جایگزین همگرایی می شود.  یکی از نتایج ممکن است تلفیقی از انواع بسیار خاک ِ نسبتا یکنواخت باشد که در ابتدا در مواد اصلی از مکانی به مکان دیگر که تنها در بافت تفاوت کمی دارند متفاوت باشد.  تنوع با پوشش گیاهی بعدی و کنترل بازخورد مثبت گسترش می یابد.  از جهتی این بدان معنا است که سیستم بی نظمی، همان طور که برای پیش بینی وضع آب و هوا از آن آگاهیم، یک سیستم ناپایداری باشد که به تدریج به سیستم غیر قابل پیش بینی تبدیل شده و به عنوان سیستمی از نقطه آغاز پیش می رود.  با این حال، مدل سیستم های بی نظمی نیز تکامل یافته اند تا در محدوده مشخصی گسترش یابند، و به عنوان جذب کننده شناخته شده می باشند، در عبارتی از درجه تغییر پذیری در مقیاس بالاتر در محیط زیست با وجود محدودیت معنا می شوند بنابراین در شرایط احتمالی قابل پیش بینی هستند.  بنابراین طیف وسیعی از انواع خاک که با پیچیدگی ناگهانی کمتر مواجه هستند و در جنگل معتدل آشکار شده اند برای پیش بینی دانش گونه های درختان، آب و هوا، زمین شناسی نسبتا آسان می باشند اما تغییر پذیری مقیاس محلی از ویژگی های خاک با بی نظمی ایجاد شده و ممکن است تقریبا بصورت تصادفی نمایان شود.  رفتار سیستم ثابت همچنین ممکن است واقعیت قابل توجه ایی را بیان کند که الگوهای زمین شناسی ناگهانی صرف نظر از مقیاس فضایی یکسان باشند.  عکس های هوایی از بستر موج ها و میدان تلماسه ها ممکن است بدون مقیاس فاصله مطلق غیر قابل تشخیص باشند.  شبکه های رودخانه ایی، به عنوان اندازه گیری با پارامتر جریان منظم، مانند نسبتِ انشعاب هورتون، اغلب آماری مشابه وضعیت آب و هوا در مقیاسی از کل حوضه آبریز یا آبریز فرعی کوچک را نشان می دهد.  بسیاری از ویژگی های زمین شناسی دیگر مقیاس تغییر ناپذیر یا هندسه فراکتال نامیده می شود را نشان می دهند ( شکل110a)، که به آسانی با قانون انرژی(خط مستقیم)در نمودار لگاریتمی(log) از مقیاس متغیر و فضایی مرتبط است.  رفتار پدیده مقیاس ثابت با عنوان خود-سازمانی بحرانیsoc بررسی شده است.  این عبارت به کار برده می شود تا پاسخی برای یک مدل از توده ماسه که بطور مدوام ماسه به آن اضافه می شود را بیان کند.  توده شکل مشخصی را از طریق از دست دادن ماسه با افزایش ناگهانی آن را حفظ می کند ( باز خورد منفی در سطح زیاد)، که پراکنش در طول زمان ( یا اندازه یا فرکانس) با قانون انرژی مطابقت دارد.
قانون انرژی پراکنش به این معنی است که امکان پیش بینی همه جانبه ویژگی های سیستم را دارد، به طوری که افزایش زیاد نسبت به افزایش جزئی کمتر خواهد بود، اما جزئیات زمان و میزان افزایش بعدی غیر قابل پیش بینی می باشد، یک نظریه بسط داده شده سیستم هایی از تمامی انواع حالت های بحرانی تکامل یافته جایی که ممکن است واکنش مشابه ایی به اختلاف جزئی در حالت نامتناسب وجود داشته باشد را استدلال می کند، اما بطور عمده به حالت اولیه تکامل برخواهد گشت (Bak1996).  مدارکی مربوط به خود-سازمانی بحرانی (SOC) در بسیاری از الگوهای فضایی واقعی، همانند شبکه های رودخانه ایی و جنگل سوخته، و همچنین مجموعه ایی از زمان واقعی ( شکل b 110) مانند زمین لرزه ها، رانش زمین و رسوبات حمل شده رودخانه ایی وجود دارد ( برای مثال، Dearing and Zolitschka 1999).  بنابراین، بسیاری از چشم انداز های زمین شناسی و لند فرم ها ( شکل طبیعی زمین) ممکن است در یک مقیاس به عنوان سیستم غیر خطی مرکب و منظم، در حال پیدایش از فرآیند های بی نظمی تکامل یافته در دیگری باشد، فرآیند بی نظمی ممکن است متغیرهای بسیار یا اشکال به ظاهر نامرتبی را در مقیاس کم بوجود آورد، اما از طریق محدودیت های اعمال شده توسط محیط زیست (طبیعت) ممکن است الگوهای قابل شناسایی و خود مشابه ایی در فضایی با مقیاس بزرگ را تولید کند و این ممکن است در حالت های بحرانی وجود داشته باشد.  سیستم های زمین شناسی همچنین به نیروهای بیرونی، مانند آب و هوا و فعالیت های انسانی واکنش نشان می دهند، ماهیت واکنش به نیرو و شرایط سیستم و این که ممکن است به فاصله زمانی مستقیم، برگشت پذیر و برگشت ناپذیر متغیر بستگی داشته باشد ( شکل111).  دانستن دینامیک NSD در زیر بنای یک سیستم ممکن است به تعریف کشسانی یا حساسیت یک سیستم زمین شناسی کمک کند.  برای مثال، چطور می توان یک سیستم چشم انداز خطی بسته را در محل انشعاب قرار داد، چنین تعریفی از ارائه سیستم ریاضی، به تعریف حساسیت آن به اثرات بیرونی کمک می کند: دقیق تر آن است که، این سیستم بیشترین احتمال را در امتداد مسیر برگشت ناپذیر جدیدی نسبت به حالت تناوبی پایدار، در حرکت باشد. ( Thornes 1983).
مفاهیم NSD در ژئومورفولوژی عمیق می باشد.  می بایست بپذیریم که برخی نتایج زمین شناسی غیر قابل پیش بینی هستند و در تاریخ یک چشم انداز کاملا تصادفی می باشند.  ممکن است تجزیه گرایی به عنوان یک علم روش شناسی در ایجاد برآورد( تخمین) قوانین ریاضی در مقیاس بزرگ بعید باشد.  (Lane and Richards 1997)
 

شکل 110: ارتباط تعداد جریانات N نشانه های مختلف 8-1 در طول r برای حوزه رودخانه (آبگیر) کنتاکی در کنتاکی و حوزه رودخانه ( آبگیر) Powder در (Turotte 1997) Wyoming ؛ قانون انرژی معکوس ارتباطی بین میزان انباشتگی رسوب SAR ،minerogenic(رادار روزنه مصنوعی) در دقیقه و فرکانس F در رسوب دریاچه mid-Holocene که در فرسایش حوضه آبریز Holzmar، آلمان ثبت شده است، نشان دهنده خود- سازمانی بحرانی می باشد.  (Dearing and Zolitschka 1999)

شکل 111: رابطه خطی بین نیروها و پاسخ ها در فضا و زمان.  استفاده فرسایش زا از زمین ها باعث تغییر ای ال یو (ELU) در حوزه رودخانه کان کریک ویومینگ شد، نیروها در پاسخ های زمانی در سطوح دامنه تپه و فرسایش جویباری، رسوب دره اصلی و رسوب محصول آبگیر جا ماندند.
دلیل قوی ای برای اتخاذ واقعیت علمی به عنوان روش تحقیق درست، جاییکه ما وجود پدیده غیرقابل مشاهده، سیستم های ساختارمند و طبقه بندی با ویژگی های ظاهر شونده و بر اساس احتمالات پیش بینی می کنند، در حالیکه عقیده و روابط بین علت و معلول مستقیم رد می شوند.  بصورت متناضی فایق آمدن بر مشکلات نقشه برداری و مفاهیم و دایده های ان اس دی ممکن است که از طریق مدل های کامپیوتری یا با قوانین ساده بدست آبد.  این نوع علم جدید از اوتوماتا سلولی که در آن از سلولهای مختلف که هرکدام حاوی یکسری قوانین ساده می باشد استفاده می کند تا در مراحل مختلف زمانی برای شبیه سازی تکامل سیستم آپدیت شود.  مدل های زمنی که بر اساس شبکه های سلولی و معادلات ساده رسوب و جریان های آب می باشد نشان می دهد که چگونه توسعه زمانی و مکانی شکل ها زمینی پیچیده با رفتارهای غیرخطی بصورت واقعی شبیه سازی می شود.  این ممکن است بهترین ابزار برای شبیه سازی نحوه واکنش زمین های غیرخظی به فعالیت های انسانی و آب و هوایی در آینده باشد.  
Refrences
Bak،P. (1996)How Nature works.  The science of self-Organized Criticality،New York: Springer.
Brunsden،D. and Thornes،J. B. (1979)Landscape sensitivity and change ،Transactions of institute of British Geographers4،463-468.
Coulthard،T. J.، kirkby،M. J.  and Macklin، M. G. (2000)Modelling geomorphic response to environmental change in an upland catchmnt ،Hydrological processes 14،2،031-2،045.
Dearing،J. A.  and Zolitschka،B. (1999)System dynamics and environmental change: an explanatory study of Holocence lake sediments at Holzmaar ،Germany،Holocence 9،،531-540.
Lane،S. N. and Richarde،K. S. (1997)Linking river channel form and process: time،space and causality revisited ،Earth Surface Processes and Landforms22،249-260
Prigogine،I. (1996)The End of Certainly ،New York: The Free Press.
Richards،K. S.  (1990)Editorial:real geomorphology،Earth Surface processes and Landforms 15،195-197.
Scumm،S. A.  (1979)Geomorphic thresholsd: the concept and its applications، Transactions،Transactions of Institute of British Geographers 4،485-515.
Schumm،S. A. and Lichty ،R. W. (1965)Time ،space and causality in geomorphology ،American Journal of Science 263،110-119.
Thornes، J. B.  (1983) Evolutionary geomorphology، Geography68، 225–235.
Trimble، S. W.  and Lund، S. W.  (1982) Soil conservation and the reduction of erosion and sedimentation in the Coon Creek basin، Wisconsin، US Geological Survey Professional Paper1،234، 1–35.
Turcotte، D. L.  (1997) Fractals and Chaos in Geology and Geophysics، Cambridge: Cambridge University Press.
Wasson، R. J.  and Sidorchuk، A.  (2000) History for soil conservation and catchment management، in S.  Dovers (ed. ) Environmental History and Policy: Still Settling in Australia، Oxford: Oxford University Press.
Wolfram، S.  (2002) A New Kind of Science، Champaign، IL: Wolfram Media.
JOHN DEARING         (مترجم: فاطمه نوربخش)
 
NOTCH، COASTAL - شکاف های ساحلی
شکاف های ساحلی در برخورد امواج دریا به صخره ها ایجاد می شوند ولی بطورکلی تعریف واضحی از آنها در صخره های همجنس وجود ندارد و این موضوع محدود شده به صخره های متغیر و متفاوت تر در محل هایی که از لحاط زمین شناسی مناسب تر است میباشد.  شکاف هایی که معمولا بین 1 تا 5 میلیمتر عمق دارند از همه بیشتر شایع هستند و عمدتا در سواحل سنک آهک استوایی ایجاد می شوند جاییکه جذر پایین دریا و جذر پایین آب متمرکز بر پروسه سایش می افزاید.  تشکیل این شکافها در مناطق استوایی معولا بدلیل سایش شیمیایی و بیوشیمیایی یا حفر بیولوژیکی بخصوص در مناطق محافظت شده میباشد.  ولی کف سایندگی و دیگر شکل های خورندگی مکانیکی موج آب به تشکیل آن در بعضی ار نواحی کمک میکند . از آنجایی که اجماع نظر کمی در ارتباط با سطح یا سطوحی که شکاف های استوایی بر روی آن ایجاد می شوند وجود دارد.  ایجاد شکاف های دوتایی یا چندتایی در برخی از مکانها به تغییرات سطح نسبی دریا فعالیت های متناوب لایه تکونیک ساختار متفاوت سنگ و تاثیر ارگانیسم ها و دیگر مکانیسم های تشکیل شکاف وابسته است که بطوو موثری در ارتفاعات مختلف عمل می کند.  
Further reading
Trenhaile، A. S.  (1987) The Geomorphology of Rock Coasts، Oxford: Oxford University Press.
Trudgill، S. T.  (1976) The marine erosion of limestone on Aldabra Atoll، Indian Ocean، Zeitschrift fur Geomorphologie Supplementband 26، 64–200.
ALAN TRENHAILE                       (مترجم: فاطمه نوربخش)
 
NUÉE ARDENTE  -ابر سوزان
یک واژه فرانسوی است که عمدتا در انگلیسی به معنای ابر درخشان ترجمه می شود و اشاره به جریان پیروکلاستیک یا فشار یک آتشفشان دارد.  برای اولین بار این واژه توسط لاکریکس در سال 1904برای توصیف ابرهای پروکلاستیک آتشفشانی بکار رفت.  مت پله مارتینیک در 8 می 1902به این موضوع اشاره کرد.  این جریان شهر سنت پیر را از بین برد و باعث مرگ 27 تا 28 هزار نفر از ساکنین این شهر شد و بعنوان بدترین واقعه آتشفشانی از لحاظ خسارات جانی در قرن 20 ثبت شد.  واژه آردنت (ARDENTE) در ابتدا فقط برای اشاره به خیلی داغ سوزنده و آتشین بکار می رفت تا اینکه بمعنای درخشنده بکار رود و بدین مفهوم بود که این ابرها فقط در زمان نزدیکی به دهانه آتشفشان درخشانند.  ابر سوزان در حال حاضر واژه ای است بمعنی داغ ملتهب و ابری گازی است که همراه با اجزای صخره ها و خاکستر می باشد که ممکن است درخشان باشند و در دامنه یک آتشفشان با سرعت فوق العاده از بالا به پایین فرود می آیند.  در سرعت بالا بخش غلیط تر جریان دارد و بخش پایینتر سطح زمین را در خود می گیرد و بشدت توسط مواد قبلی کنترل می شود.  این بخش عمده رسوب آتش فشانی را تشکیل می دهد.  چنین رسوب هایی نشان می دهد که معمولا تبدیل به رسوب های شنی بصورت عمودی واقع می شود.  به مدت چند دقیقه کوتاه حرارت را می شود دید ولی اگر اجسام در رسوب دفن شوند نشانه های پخته شدن را از خود نشان می دهند.  قسمت بالا و سبک این جریانکه حاوی گازهای داغ و ذرات خاکستر می باشد به سرعت بالا به شکل ابر بلند به طول کیلومترها به سمت بالا گسترش پیدا می کند این ابر ممکن است که منطقه خیلی بیشتری نسبت به جریان غلیظ پایینتر را بپوشاند که منتهی به خاکسترهای آتشفشانی می شود.  این ذرات و گازهای آتشفشانی با سرعت فوق العاده بالا از دهانه آتشفشان خارج شده و صرف نظر از نوع زمین هر آنچه بر سر راه خود می بینند مانند درختان و ساختارها را از بین میبرند.  سطوح عمودی با شن سمباده میخورد و پوست درختان ممکن است جدا شده و مسافتی را طی کنند صخره ها ممکن است درون مواد مذاب دفن شوند و ساختمانها ممکن است با محتویات داخلش از صحنه روزگار محو شوند.  ته نشین های منتج نسبت زیادی از روانی را از خود نشان می دند که ترکیب گازی از انواع مختلف مواد می باشد.
 
ابر سوزان در معنای کلی به تمام جریانهای آذر آواری اطلاق می شود و در معنای محدودتر به جریان های کوچک تک سنگی بندال و خاکستری اشاره دارد که از فرو ریختن گنبد گدازه فعال و روشن یا جریان گدازه در شیب های تند ایجاد می شود.
ابر سوزان یکی از وحشتناک ترین خطرات آتشفشانی است.  انرژی ابرها نه تنها مخرب و ویرانگراند بلکه حرارت سوزان گازها و ذرات خاکسترها باعث نابودی جان و مال میشوند.
References
Lacroix، A.  (1904) La Montagne Pelee et ses eruptions، Paris: Masson.
Tanguy، J-C.  (1994) The 1902–1905 eruptions of Montagne Pelee، Martinique: anatomy and retrospection، Journal of Volcanology and Geothermal Research 60، 87–107.
VINCENT E.  NEALL                    (مترجم: فاطمه نوربخش)
 
NUNATAK نوناتاک ( تپه منفرد)
تپه منفرد کلمه ای از زبان سرخپوستی اسکیمویی قوم اینویت[1] است که به بالای کوه اشاره میکند که از سطح یخسار یا لایه های یخی بیرون میزند.  چنین قله هایی در معرض شدید سرمازدگی و تغییر فصول هستند اما از فرسایش یخبندان به دوراند.
در سطوح نسبتا سطح صاف، این مسئله باعث به وجود آمدن میدان قطعه سنگی برجا می شود، درحالی که در قله های تیزتر و لبه ها شکسته می شود تا کوه تیز و تیغه کوه و خط الراس را تولید کنند.
در مناطقی که در گذشته پوشیده از برف و یخ بوده اند، میتوانند تفاوتهایی در تغییر فصول و فرسایش را به عنوان (خطوط تراش خورده قبل از دوران یخ)که از یخچالهای عصر یخبندان جدا شده اند و باعث حفظ و نگهداری فرسایش زمین از زمین های بالایی میشود که گواهی طولانی تر شدن تغییر فصول است شناسایی شده اند.
در طیف وسیعی از این مقیاس ساده محدود کردن تفاوتها در میزان درجات سطح صخره و تغییرات فصول پیشنهادی بالا و پایین از جمله خطوط تراش خورده که شامل سطح ناهمواری صخره ها، محل اتصال ژرفا و سطح سختی آن به عنوان پیشینه با چکش اشمیت(McCarroll et al. 1995) ثبت کرد.
یکی از قابل اعتمادترین شناساگرهای تپه منفرد های پیشین، حضور کانی رسی گیبستی در پایه خاک است.
گیبست یک آلمیلیوم اکسید، از یک محصول نهایی فرسایش (هوازدگی)کانی ها(مواد معدنی)سیلیکاتی است که در محیط های کوهستانی و در مناطق حاره ای(استوایی)در طولانی مدت یافت میشود.
ایزوتوپ فرضیه اینکه فرسایش قله های یخچالی و تاریخ بیرون زدگی سنگ بستر یخ زده شده و سنگهای سرگردان را آزمایش میکند.
شناسایی دیرینه محیطی با استفاده از شواهد ژِیومورفولوژی(دیرین شناسی)و قسمت شواهد درست آن با آزمایش و بهبود مدل ورقه های یخی گذشته در مناطق جزایر یخ بریتانیا،شمال اروپا و شمال آمریکا را فراهم میکند.
همچنین مورد بحث است که تپه منفرد ممکن است در آن ناحیه برای نجات گونه های گیاهی و سپس تکثیر آنها زمانی که یخچالهای طبیعی به عقب بازمیگردند مناسب باشند.  در برخی از موارد این تا حد زیادی کمک خواهد کرد که وقوع تکه تکه شدن برخی گونه ها را توضیح دهد. هرچند این شرایط میتواند بسیار دشوار باشد.  (Birks 1993)
References
Ballantyne, C. K. , McCarroll, D. , Nesje, A. , Dahl, S-O. , Stone, J. O.  and Fifield, L. K.  (1998) The last ice sheet in north-west Scotland: reconstruction and implications, Quaternary Science Reviews 17, 1,149–1,184.
Birks, H. J. B.  (1993) Is the hypothesis of survival on glacial nunataks necessary to explain the present-day distribution of Norwegian mountain plants?, Phytocoenologia 23, 399–426.
McCarroll, D. , Ballantyne, C. K. , Nesje, A.  and Dahl, S O.  (1995) Nunataks of the last ice sheet in northwest Scotland, Boreas 24, 305–323.
——and Ballantyne, C. K.  (2000) The last ice sheet in Snowdonia, Journal of Quaternary Science 15, 765–778.
Stone, J. O. , Ballantyne, C. K.  and Fifield, L. K.  (1998) Exposure dating and validation of periglacial limits, NW Scotland, Geology 26, 587–590.
DANNY McCARROLL             (مترجم: فاطمه نوربخش)
 
 
[1] Inuit
دفعات مشاهده: 45 بار   |   دفعات چاپ: 5 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
انجمن ایرانی ژئومورفولوژی Iranian Association Of Geomorphology
Persian site map - English site map - Created in 0.069 seconds with 885 queries by yektaweb 3506