|
|
|
 |
از Catena تا Channelization |
 |
|
| تاریخ ارسال: 1396/8/12 | |
|
CATENA – کاتهنا
کاتهنا ارتباط و اتصال را میرساند. کاتهنا در لاتین برای توالی، زنجیرهای از کارها به کار میرود. این واژه برای اجزای منفرد که در برخی ویژگیها باهم شباهت داشته و در برخی جهات باهم اشتراک داشته باشند به کار میرود. در علوم خاک، به خاکهایی که ازنظر سن و سنگبستر مشابه بوده اما بهواسطه محل قرارگیریشان بر روی دامنه، خصوصیات متفاوتی، بهویژه در ارتباط با نحوه زهکشی به خود میگیرند اطلاق میگردد. بنابراین میتوان واژه را اینگونه تعریف نمود که: توالی خاکهای با سن و مواد مشابه که در شرایط آبوهوایی یکسان ایجادشده و به دلیل تنوع در ناهمواری و شبکه زهکشی ویژگیهای متفاوتی دارد. این واژه بیشتر میتواند برای توالی ناهمواری ها مورداستفاده قرار گیرد. جایی که به هرگونه توالی خاک با تنوع در پستیوبلندی اشاره دارد.
واژه کاتهنای خاک نخستین بار توسط میلن[1] برای توپوگرافی مرتبط با خاک در شرق آفریقا مطرح شد. کاتهنای خاک در اطراف درههای بزرگ با خاکهای متفاوت بر روی دامنه به سمت بالا بیشتر از قسمتهای میانی و پائیندست دامنه، مشاهدهشده بود. میلن متوجه شد که نیمرخ انواع خاکها به سمت پائین دامنه بهواسطه زهکشی و تاریخچه گذشته سطح زمین متحمل تغییراتی شده است. ازاینرو بهطورکلی شباهت و یکنواختی ازنظر سنگشناسی در سرتاسر دامنه وجود دارد و تفاوت در میزان ریزش رطوبت در بالادست دامنه و شرایط رطوبتی در پائیندست دامنه به همراه حرکت مواد محلول در آب و جابجایی فیزیکی ذرات آب فرسایش یافته و رسوبگذاری آن در پائیندست دامنه میباشد. میلن دریافت که خاکهای قسمت فوقانی دامنه باید قدیمیتر بوده و زمان بیشتری خاکهای این محدوده در محل باقی میمانند. این در حالی است که خاکهای مناطق پائیندست میبایست جوانتر بوده و با انباشت رسوب تازه همراه باشد و صخرههای سنگی به سمت پائیندست باید تفاوت در سن داشته باشند. روهه[2] (1960)در مورد با تمایز بین کاتهنای کلاسیک شکلگرفته بر روی سنگبستر مشابه و کاتهنای حاصل از توالی که میتواند بر روی دو یا چند سازند زمینشناسی با لیتولوژی متفاوت تشکیل شود توضیحات بیشتری ارائه داده است.
مفهوم در نقشهبرداری خاک مفید میباشد زیرا آن اشاره به رابطه منظم خاک با توپوگرافی دارد. مثالی از طرح کلی ارتباط خاک با توپوگرافی در جدول 6 ارائهشده است. با ایجاد جنبش مکانیکی، ذرات در بالادست عمدتاً درشتدانه بوده و به سمت پائیندست دانهها ریزتر میشوند درحالیکه در پائیندست، خاکها عموماً از نوع آبرفتی با تجمع مواد ریزدانه بوده و یا با ذرات درشتدانه تری، با توجه به عمل مکانیکی بر روی دامنه، درآمیختهاند. بهطورکلی خاک قسمتهای میانی دامنه مستعد فرسایش بوده و بسیار ریزتر از خاکهای پای دامنه میباشند. در قسمتهای پائین دامنه بیشتر شاهد انباشت رسوب هستیم لذا رسوبات در این قسمت کمی درشتدانه تر از قسمت میانی هستند.
رسهای مونتموریلونیت غنی از مواد مغذی ممکن است بیشتر در پای دامنه که انباشت مواد فراوان است مشاهده شوند. در مناطق با آبوهوای گرمتر، رسهای مونتموریلونیت در مناطق بالادست و مرتفع نیز دیده میشوند اما در آبوهوای سرد مرطوب، رسهای کائولینیت در بالادست دامنه به دلیل فرایند شستشوی زیاد مشاهده میشوند. در نواحی مرطوب و نیمه مرطوب گرم، خاکهای شسته شده در بالادست دامنه اغلب به دلیل فرایند اکسیداسیون، قرمزرنگ میباشند و در پای دامنه به دلیل زهکشی تغییرات رنگ از زرد تا خاکستری را نشان میدهند. تأثیر توپوگرافی میتواند در مناطق گرمسیری با بارندگی زیاد درجایی که خاکهای قرمز محتوی رسهای کائولینیت و مونتموریلونیت در مناطق بالادست دامنه بهتر زهکشی شده و خاکهای سیاه دارای مواد آلی داخل فرورفتگیها که دیرتر رطوبت خود را از دست میدهند، تشدید گردد. در مناطق کوهستانی مرتفع گرمسیری که توسط زمینهای خشک کم ارتفاع محصورشدهاند توالی از خاکهای پدزولی و خاکهای قهوهای تا چرنوزیوم به سمت خاکهای بیابانی و نیمه بیابانی وجود دارد. در مناطق مرتفع با بارندگی زیاد که توسط زمینهای کم ارتفاع محصورشدهاند. توالی از خاکهای پدزولی و قهوهای تا خاکهای زرد، قرمز و سیاه به سمت پائین دامنه وجود دارد.
جدول 6: ارتباط خاک با توپوگرافی
|
آبوهوای سرد و مرطوب |
آبوهوای مرطوب |
آبوهوای خشک |
بالادست دامنه |
پدزولی– تورب |
پدزولی |
خاک شسته شده |
قسمت میانی دامنه |
خاک قهوهای |
خاک قهوهای |
بدون آهک |
پائیندست دامنه |
تورب – خاک رس چسبنده |
خاک رس چسبنده |
خاکهای آهکی |
توالی برای برنامهریزی کاربری اراضی و کشاورزی جهت کشت محصولات مقاوم به خشکی که درشیبهای بیشتر رشد میکنند و محصولات مقاوم به رطوبت در مناطق کم شیب، جایی که اکسیژن در نزدیکی سطح زمین زیاد است اهمیت بسیاری دارد. هیدرولوژیست ها از واژه در سراشیبی دامنه جهت ارائه مدل پیشبینی تولید رواناب استفاده میکنند. همچنین فرایندهای هیدرولوژیکی از قبیل نفوذ، جریان آب در سطح و داخل زمین میتواند در ارتباط با خصوصیات نیمرخ خاک پیشبینی شود(McCaig, 1985 ). اندرسون[3] (1985)واژه را در پیشبینی خصوصیات بار حمل شده خاک بکار برد. مدلسازی رگرسیون تلاش دارد تا ارتباط بین موقعیت دامنه و خصوصیات خاک را با درجات مختلفی از موفقیت، کمی سازی نماید(Furley, 1971).
References
Anderson, M.G. (1985) Forecasting the trafficability of soils, in K.S. Richards, R.R. Arnett and S. Ellis (eds) Geomorphology and Soils, 396–416, London:
George Allen and Unwin.
Furley, P.A. (1971) Relationships between slope form and soil properties developed over chalk parent materials, in D. Brunsden (ed.) Slopes: Form and Process, Institute of British Geographers, 141–163.
McCaig, M. (1985) Soil properties and subsurface hydrology, in K.S. Richards, R.R. Arnett and S. Ellis (eds) Geomorphology and Soils, 121–140, London:
George Allen and Unwin.
Milne, G. (1935a) Some suggested units of classification and mapping, particularly for East African soils, Soil Research Berlin, 4, 183–198.
——(1935b) Complex units for the mapping of complex soil associations, Transactions Third International Congress of Soil Science 1, 345–1,347.
STEVE TRUDGILL (مترجم: قاسم لرستانی)
CAVE - غار
تعریف رایج غار عبارت است از یک شکاف زیرزمینی که بهاندازه کافی برای ورود انسان بزرگ باشد( فرهنگ لغت آکسفورد و سایر فرهنگ لغات). بهخودیخود غارهای طبیعی در بیشتر سنگهای سخت غیرقابلنفوذ یا رسوبات فشرده و در اغلب واحدهای ژئومورفولوژی بهواسطه فرایندهای متنوعی ایجاد میشود. این ورودیهای طبیعی بیشتر بر غارهای کارستی منطبق میباشند که ازنظر بزرگی، فراوانی، تنوع اشکال و نقششان در ژئومورفولوژی عمومی اهمیت بسیار دارند.این غارها جایی تشکیل میشوند که عمل انحلال در آنجا ازلحاظ کمی بسیار زیاد است یا اینکه فرایندهای عملکننده جهت حمل و انتقال رسوب در محیط فراهم میباشد. بنابراین غارهای کارستی محدود به مناطق دارای سنگهای انحلالپذیر میباشند. ازنظر میزان انحلال سنگها میتوان به ترتیب سنگهای نمک، ژیپس، انیدریت، سنگآهک، تا حدودی کوارتزیت ها و ماسهسنگهای سیلیسی و آهکی را برشمرد که میزان انحلال آنها از سنگ نمک به ماسهسنگ سیلیسی و آهکی کاهش مییابد. غارهای آهکی ازنظر اندازه و شکل بزرگترین نوع غارها را تشکیل میدهند. اگرچه قابلیت ورود انسان معیاری برای تفکیک غارها میباشد اما غارها در مراحل آغازین پیدایش با قطری کوچکتر از 1 cm نمیتوانند تغییرات فراوانی جهت بزرگ شدن از خود نشان دهند.
غارهای ایجادشده بدون یا با میزان کمعمل انحلال را غارهای پسودوکارست[4] مینامند. بسیاری از غارهای پسودوکارست، بهواسطه فرایندهای مکانیکی، مشتمل بر حفرههای لولهای شکل، کارست حرارتی، فروپاشی سقف، عمل آب و وجود فرورفتگیها در امتداد سواحل به وجود میآیند. طول چنین غارهایی بهندرت از چند ده متر فراتر میرود. ذوب جویبارها و آب شدن یخها، غارهای بزرگتری را تقریباً شبیه به هم ازلحاظ اندازه و شکل نسبت به کانیون ها و مجراهای فراتیک ساده غارهای انحلالی ایجاد میکند. طولانیترین غارهای پسودوکارست، مجراهای گدازهای هستند که بهواسطه تخلیه مواد مذاب به داخل کانالهای مستحکم شکلگرفتهاند و به نام مجراهای منفرد با شبکه دندریتی و مارپیچی آناستاموزی به طول 10 کیلومتر و بیشتر شناخته میشوند(Gillieson, 1996).
غارهای کارستی (Karst caves)
در طبقهبندی جدید توسط کلیمچوک[5] و همکاران(2000) سه مجموعه بزرگ ژنتیکی غارهای کارستی را مشخص شد که فراوانترین و مهمترین مجموعه غارهای کارستی میباشند. 1) غارهای ساحلی[6] در سنگهای کربناتت جوان 2) غارهای هیپوژنیک شکلگرفته در آبهای تحتفشار بالا جهنده در چاههای آرتزین( آبهای زیرزمینی محصور) در سنگهای انحلالپذیر 3) غارهای آبی متئوریک[7] محصورنشده آزاد. شکل 18 دامنه تغییرات در الگوی غارهای کارستی در ارتباط با نوع تخلیه، آبگیری، میزان تخلخل و نفوذپذیری در شروع عمل انحلال را نشان میدهد. در اغلب غارهای هیپوژنیک و آزاد، میزان نفوذپذیری کم است( کمتر از 5 درصد). در این غارها آب از طریق لایههای قابلنفوذ، درز و شکاف و گسلها، موقعیت و مسیر قابلحل را کنترل میکند. جنبششناسی و شیمی انحلال آب توسط محققین مختلفی موردبحث قرارگرفته است( (Ford and Williams (1989:42-12،Klimchouk et al. (2000: 124–223) ).
غارهای ساحلی جوان (EOGENETIC COASTAL CAVES)
ائوژنتیک[8] بر تجمع و رسوبگذاری سنگآهک و دولستون[9] خیلی جوان دلالت دارد که با فشرده و سیمانی شدن بین لایهای تثبیت میشوند(پدیده دیاژنز[10] و سنگ شدگی). این فرایند بهصورت محدود بهواسطه تخلخل بین دانهها انجام میشود. این سنگ شدگی در مناطق ساحلی با آبوهوای گرمسیری و نیمه گرمسیری مثل فلوریدا، یوکاتان، باهاماس، تعدادی از آتلهای اقیانوس آرام و ... عمدتاً با سنی در حدود پلئیستوسن، قابلرؤیت میباشد. در این مناطق، تخلخل زیاد شکل غارها را شبیه غارهای هوازده مناطق غیر کارستی میکند.
جنینگز[11] (1985) بیان میدارد که غارهای سینژنتیک[12] در تپههای ماسهای آهکی، زمانی که ماسههای سطحی توسط سیمانی به هم بچسبند تشکیل میشوند. وقتی امواج حاصل از طوفان یا جویبارهای سطحی باعث شستشوی ماسههای بدون سیمان میشوند درنهایت با توسعه درز و شکاف، سبب ایجاد غارهای با طول و ارتفاع چند متری میشوند. اگر شستشوی مکانیکی کاملاً غالب شود و انحلال بهشدت در آن رخ دهد در این صورت غار کارستی به پایان راه خود رسیده است.
اگر غار درجایی تشکیل شود که مخلوطی از آبشور و شیرین در امتداد سفره آب در سواحل موجود باشد یا در مناطقی که گنبدهای نمکی در زیرآب شیرین وجود داشته باشد غار بسیار گسترده و فراخ خواهد بود(کلیمچوک و همکاران 2000). حاشیه غارها به حفرههای ورودی بزرگی تقسیم میشود و این حفرهها بهتدریج چند تا چند ده متر طول خواهند داشت. غارهای هالوکلاین[13] عمدتاً الگوهای اسفنجی شکل پیچیده ای دارند و این پیچیدگی در برخی موارد به دلیل تغییر در میزان آمیزش نمک و آب با نوسان آب دریا در کواترنر میباشد.
بسیاری از سیستم های غاری در امتداد سواحل کارائیب[14] در شبه جزیره یوکاتان[15] دارای ده ها کیلومتر طول و متجاوز از 5 کیلومتر عرض در فاز کاوشی قرار دارند هرچند این غارها در سنگهای آهکی جوان با منشاء آزاد، به وسیله آبهای شور پوشیده شده و شکل ظاهری شان تغییر نموده است.
 | | | |