[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
آشنایی با ژئومورفولوژی::
آشنایی با انجمن::
اخبار رویدادها::
کارگاه های میدانی انجمن::
دانشنامه ژئومورفولوژی::
اخبار علمی::
عضویت در پایگاه و انجمن::
بخش آموزش::
دریافت فایل::
داده ها و تصاویرماهواره ای::
موسسات ژئومورفولوژی::
منابع ارشد و دکترای جغرافیا::
نشریات ::
درگاه دانشگاه ها::
تسهیلات پایگاه::
پست الکترونیک::
برقراری ارتباط::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
پایگاه مرتبط

مجله پژوهش های ژئومورفولوژی کمی 

سایت کنفرانس های انجمن ایرانی ژئومورفولوژی 

انجمن علمی باستانشناسی ایران 

..
:: از Brousse Tigreer تا Butte ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۷/۲۱ | 
BROUSSE TIGREER - بروس تایگر ( اراضی پوست پلنگی)
یکی از مهمترین اشکال پیوسته در سطح زمین بروس تایگر می باشد که از طریق مشاهده عکسهای هوایی تشخیص داده شده است. این عکس ها از منطقه ای در آفریقای غربی گرفته شده است 1985) (Clos-Arceduc. این الگوها به صورت خطی و با تناوبی از اراضی بایر و با پوشش گیاهی با امتداد های مشخص ایجاد شده است. از فضا، این کمانها یا خطوط، مشابه به الگوی خطی، راه راه روی بدن حیوان ببر می باشد. مشابه همین الگو از طریق عکسهای هوایی در تعدادی از بخش های دنیا مشاهده شده وآنها را در استرالیا مولگا گروس[1] در مکزیک موگوتو[2] می نامند. اصولا تصویر زمینه توسط عکسهای ازکشورهایی مانند) موریتانی، سومالی و سودان ( به علت پوشش گیاهی موجود، استرالیا، مالی، نیجر و بواسطه ی درخت و وجود درختچه در مکزیک، با یگدیگر تفاوت می کنند. این اراضی فقط در نواحی که شرایط ویژه دارند، مثلا بارندگی سالیانه بین( 650 75 میلیمتر) و شیب یکنواخت و آرام( 2- 2/ درصد ) و وجود خاکهای ورقه ورقه، وجود دارند. این عوامل بواسطه جریان رواناب ها و جویبارهای آبی و فواصل دهها متری (رودخانه ها) موجب ایجادچنین حالتی می شوند. اما برای حالت راه راه شدن، جریان هرزاب های جویبار ها کافی نمی باشد و درچشم انداز گسترده، پوشش های گیاهی بصورت نوارها توسعه نمی یابند، بلکه به صورت نقطه ای دیده می شود و این امر بواسطه ی رواناب های غیرجهت دار می باشد. شیب طول موج نوار به علاوه (پهنای درونی باند) الگو در یک مقیاس محلی می باشد. کاهش طول موج بصورت یک تابع نمایی با افرایش شیب، افزایش می یابد. تفاوتهای مشاهده شده از خاک ها و نوار و بین نوارها پیوسته بواسطه زمینی است که درآن نوارها وجود دارند((Bromley et al. 1997.
برای زمین شیب دار، میانگین بارندگی سالیانه تعیین کننده ی نسبت بین نوارها و پهنای باند پوشش گیاهی و پهنای نوارهای بایر می باشد. تجمع روان آب ناشی از بارش در باند ها زمانی است که وضعیت آب و هوایی توام با رژیم بارشی زیاد باشد. بارندگی بهینه برای گسترش باند پوشش گیاهی با افزایش درصد بارش حداکثر وحتی کاهش فصل بارندگی افزایش می یابد.
بارندگی بهینه سالیانه از 250 میلی لیتر در استرالیای مرکزی به 550 میلی لیتر در جنوب غربی نیجر افزایش می یابد. الگوهای نواری نمونه های طبیعی، از اصول حفاظت آب، خاک و مواد غذایی را در فضا و زمان به نمایش می گذارد. اگر چه نمی توان نقش باد را نادیده گرفت، فرایندهای هیدرولوژی سطحی در تداوم چشم انداز های نواری نقش مهمی دارند.سه مرحله اصلی شامل: نفوذ، انسداد جریان زیرزمینی و چرخه مواد مغذی است. خاک روئی در بین نوارها نتیجه نفوذ کم، در حالی که نقش پوشش گیاهی، فرایندهای هیدرولوژی سطحی، اثرات فعالیت موجودات زنده موجب تسهیل افزایش نفوذ در نوارها و قوسها می شود. الگوهای نواری به عنوان یک سیستم جمع آوری طبیعی آّب عمل می کنند. باندهای پوشش گیاهی به تنظیم جریانهای صفحه ای همچنین رسوبات و مواد ارگانیک هستندکه از طریق مزارع لم یزرع و بین نوارها غیر قابل نفوذ در درون نوارها ایجاد می شود.
 نوارهای پوشش گیاهی به عنوان مانع یا تنظیم کننده جریان صفحه ای می شود همچنین رسوب و مواد آلی به صورت یوسته و تدریجی رسوب پیدا می کند و درون نوارها ذخیره می شود و یک ساختار صفحه ای شکلی ناشی از فرسایش خاک را تشکیل می دهد. به علت جریانهای آبی و توزیع مجدد آب، نوارها از 2 در جنوب شرق استرالیا به 4 برابر در جنوب غربی نیجر در ناحیه با بارش بیشتر می رسد. مرکز نوارها بواسطه وجود منافذ زیستی موثر که سبب عبورآب از بین نوارها می گردد. بیشتر مواد آلی و غذایی خاکها در نوارها بین نوارها متمرکز می کند، این تمرکز منابع موجب شکل گیری ساختار سیستم جنگلی می شود و بهره وری در مجاورت مناظر فاقد نوار را 2 برابر نشان می دهد. این سیستم ها خشک سالی را بوسیله ی تعدیل بخش هایی از رواناب و مناطق بارانی تحمل می کنند. آنها همچنین در برابر تنش و نوسانات زیر سطحی مقاومت نشان می دهند و این عمل به کمک کاهش استفاده از آبهای زیر سطحی صورت می گیرد. شاخص اولیه از بین رفتن پوشش، کاهش در میزان کنتراست بین دو 2 فاز موزاییکی در تصاویر است.
مرحله بعد در کاهش بوسیله ی گسیختگی الگوهای نوار، شکل گرفته است. چرای بیش از حد به عنوان نخستین دلیل از بین رفتن مناظر نواری شده در استرالیا مطرح شده است. سوزاندن چوب و برداشت چوب تهدیدی برای پدیده بروس تایگر در غرب آفریقا می باشد. مدل های شرح داده شده ممکن است باعث کاهش چشم انداز یا تجدید دوباره این مناظر شود حرکت رو به جلو نوارها از مباحث مطرح شده در این مقاله می باشد این نظریه، که رواناب ساختار اصلی سبزی های نواری شده را بنا نهاده است، ارتباط دارد. جلوگیری از جریان کلی آب بوسیله ی نوارها، مناسب برای جوانه زدن روی شیب، گیاهان اولیه در حاشیه منطقه بالای شیب می شود. این ایده حرکت نوار به سمت بالای شیب به میزان زیادی وابسته به ردیف هایی از گیاه ها و تمرکز آنها روی حاشیه قسمت فوقانی شیب، از بین رفتن پوشش گیاهی در پایین انواع سطح خاک در طی بدنه باندها کاهش معنا داری در مواد آبی خاک است. سرعت حرکت نوارها با استفاده از انواع دو تیرها مانند مشاهده میدانی بوسیله نقطه کف روی شاخصی عکس های هوایی دیجیتالی ، توزیع قدمت درختان با استفاده از روش دورانی شناسی و شمردن حلقه های آنها با استفاده از رادیو اکتیویته و عنصر سدیم و حرکت آنها در خاک در یک موقعیت گسترده آب و هوایی و شرایط جغرافیایی صورت میگرد . سریع ترین حرکت مشاهده شده برای نوارهای چمنی 5/1 میلیمتر در سال و 8/ میلیمتر در سالبرای درختان و درختچه ها می باشد. از لحاظ سیستم های گیاهی حرکت نوارهای سبز به عنوان ویژگی ثابت نواحی نواری می باشد. در محیط های خشک و نیمه خشک الگوهای نواری مثال های واضحی از چشم اندازهای نامتجانس است که بیشتر از سیستم های متجانس تداوم دارد. بواسطه درس هایی که طرح شد، با شناخت، ارزش اکولوژی برداشت آب و رواناب مزارع کشاورزی را بهتر متوجه شویم.
References
Bromley, J., Brouwer, J., Barker, T., Gaze, S. and Valentin, C. (1997) The role of surface water redistribution in an area of patterned vegetation in SouthWest Niger, Journal of Hydrology 198, 1–29.
Clos-Arceduc, M. (1956) Etude sur photographies aeriennes d’une formation vegetale sahelienne: la brousse tigree, Bulletin de l’IFAN, serie A 7(3), 677–684.
Further reading
Tongway, D.J. and Seghieri, J. (eds) (1999) Acta Oecologica 20(3), entire issue.
Tongway, D.J., Valentin, C. and Seghieri, J. (2001) Banded Vegetation Patterning in Arid and Semiarid Environments. Ecological Processes and Consequences for Management. Ecological Studies 149. New York: Springer.
Valentin, C. and Poesen, J. (eds) (1999) The significanceof soil, water and landscape processes in banded vegetation
patterning, Catena 37(1–2), entire issue.
SEE ALSO: crusting of soil
CHRISTIAN VALENTIN   (ترجمه: علی جهانفر)
BRUUN RULE - قانون براون
چشم انداز بالا آمدن سطح دریا، درنتیجه گرم شدن عمومی آب و هوا، علاقه به مدل های بالا آمدن پیوسته سطح دریا و تغییر در ساحل، مشابه مدل جابه جایی خط ساحلی کول و تام که در سال( 1994 )مطرح شد، را افزایش داده است. اما تا این تاریخ مدلی شناخته شده تر از مدل پییر براون، در سطحی وسیع مورد پذیرش قرار نگرفته است. در سال 1962، براون عنوان کرد که با افزایش سطح آب، خط ساحل و کرانه آن به سمت خشکی و بالا حرکت می کند و میزان رسوب شکل گرفته از بخش بالایی خط ساحلی به سمت دریا و به صورت شکل گیری یک برآمدگی در آب انتقال می یابد و این مقدار معادل افزایش سطح دریا می باشد (شکل 15). در این مدل عقب نشینی ساحل (R) به صورت زیر محاسبه می شود.
                             R= XS/Y    
جاییکه R اختلاف بین فاصله اولیه خط ساحلی و تغییر سطح آب، قبل و پس از افزایش آب دریا می باشد. X طول افقی از کرانه که به عمق محدود می شود.S میزان افزایش سطح آب وY بعد عمودی مقطع است، که شامل مجموع عمق محدود در زیر سطح دریا و بالای سطح دریا می باشد. نتایج آزمایشگاهی اولیه مدل، در یک مقیاس و با لحاظ تاثیر موج به خوبی در اندازه گیری میدانی نیمرخ ساحل کیپ کاد[3]،خلیج چیسا پیک[4] و دریاچه میشیگان[5] طی افزایش سطح آب بدست آمد، این امر منجر به حمایت گسترده از این مدل شد. این مدل اندازه گیری، با عنوان قانون براون[6] در (1970) پس از اتمام آزمایشات مقدماتی در قالب یک تئوری به وسیله شوارتز مطرح شد. با این حال، این مدل بدون انتقاد نبود، در نظرگرفتن شرایط خاص است، که اغلب به ندرت اتفاق می افتد، این مدل به عنوان یک مدل چند بعدی در دنیای واقعی، بر اساس مورفودینامیک ساحل مناسب می باشد(Healy 1991). قانون براون یک مدل کاربردی برای خطوط ساحلی، ماسه ای است، که افزایش سطح آب را برای بازه های زمانی دهه ازیک قرن لحاظ می کند. فرض اصلی مدل براین اساس است که نیمرخ نهایی و اولیه حالت تعادل دارد و نیمرخ به شکل ثابت در نظر گرفته می شود، کل مقدار رسوب در بخش تلاقی، ذخیره شده و عمق ثابت آب از منطقه ساحلی محاسبه می شود. واضح است که این فرضیات مربوط به شرایط واقعی نیست. برای نمونه واقعیت این است که ساحل درحال حاضر به صورت گسترده فرسایش یافته می باشد و در این سواحل نیمرخ با گذشت زمان تغییر چندانی ندارد. انتظار این که نیمرخ ساحلی برای ذخیره رسوب دچار نشست و رسوب نمی شود. جابجایی دراز مدت سبب از بین رفتن نتایج می گردد، که این امر یک فرایند متداول در سواحل ماسه ای است. مشابه همین، فرسایش بادی در قانون براون گنجانده نشده و نتایج آن درتغییر نیمرخ از طریق کاهش سطح در ساحل و یک پیشرفتگی در انتها رو به دریا در یک نیمرخ. تعیین پیشرفتگی در دریا در نیمرخ (عمق بسته) مساوی میزان نگهداری عمق آب است که در قانون براون به صورت منقطع اندازه گیری میزان رسوب واقعی مشکل است. علیرغم کاستیها، قانون براون به دلایل متعدد جذابیت ویژه ای دارد. نخست آنکه از نظر فکری دارای یک جاذبه واقعی است که در یکصد سال گذشته سطح جهانی آب به میزان 1 تا 2 میلیمتر در سال افزایش یافته و در این مدت تقریبا 70% خطوط ساحلی ماسه ای در جهان تحت تاثیر فرسایش قرار گرفته است. دوم اینکه نتایج به صورت کمی است، که بیانگر عقب نشینی 50 تا 100 بار خط ساحلی در زمان بالا آمدن سطح دریا است. برای نمونه یک افزایش 50 سانتیمتری در میانگین سطح دریا نتیجه اش عقب نشینی 25 تا 30 میلیمتر ساحل است. و سوم اینکه ثابت شده که قانون براون نسبت به سایر مدل های علمی به اندازه کافی دارای انعطاف پذیری می باشد. تعدادی از اصطلاحات دراین قانون توسط خود براون (1988 - 1983 ) و نیز همکارانش دین[7] و مان مایر صورت گرفت، که در آن حرکت پیشروی رو به خشکی یک مانع کلی در سیستم جزیره ای سدی می باشد. اما پذیرفته ترین مدل که توانایی جانشینی این مدل را دارد، توسط دوبوا[8] (1992 و 2002) مطرح شد. مدل براون وابسته به شکل نیمرخ ساحلی نمی باشد و بیشتر متاثر از توپوگرافی پیچیده است که در (شکل 15) این مساله نشان داده شده است .(Dubois 1992)

شکل 15: در قانون براون تاکید شده که حجم رسوبات ساحل و نزدیک ساحل کاهش می یابد (V) می تواند تعادل میزان رسوب در پایین تر از ساحل اصلی (V,) و مواد آواری در پایین تر نسبت مستقیم دارد (S,) بالا آمدن سطح دریا (S) (After Bruun 1962 and Dubois 2002).
در شکل 16، مناطق فرسایش یافته و رسوب گذاری شده مشخص شده است و حرکت آب به سمت ساحل و میزان جابجایی در نیمرخ آن نشان داده شده است. علاوه بر این، دراین مدل جایگزینی رسوبات ساحل فرسایش یافته( اصلی در مدل براون) نه فقط به سمت دریا جا به جا می شود، بلکه حرکت به سمت خشکی و میزان شستشو و کاهش جداره ساحل لحاظ می شود. هنگامی که کل رسوب درنیمرخ ساحلی باشد، رسوب به سمت دریا و ته نشین شدن در اعماق آب صورت می گیرد و در آن کرانه پایین تر و شیب براساس افزایش سطح دریا می باشد، اما این شرایط با فعالیت امواج به راحتی افزایش می یابد.

شکل 16 مدل دو بعدی از نیمرخ ساحلی در پاسخ به بالا امدن سطح دریا. فلش جهت بالقوه انتقال رسوب را نشان می دهد. دقت کنید قانون براون، کمک می کند، مقدار کمی از فرسایش ساحل ناشی از بالا آمدن سطح دریا است (. (After Dubois 1992
 مرور کلی عکس العمل سواحل به تغییرات سطح آب در یک کمیته، در قالب کار گروهی و یک تحقیق علمی اقیانوسی ( (SCOR 1991صورت گرفت، که نتیجه آن حاکی است که پیش بینی های کمی تغییر نیمرخ ساحل متکی بر مدل براون ، مستقل از تعدادی از متغیرهایی است که به صورت شکل تعریف شده است و ممکن است یک واکنش مهم تاخیری، زمان به افزایش سطح دریا باشد ومانع اولیه در پیش بینی های قابل قبول و دسترسی به مدلی باشد که در آن فرسایش و دستکاری ها ساحلی در آن لحاظ نشده است. با این وجود کمیته اسکور پیشنهاد می دهد که قانون براون می تواند مورد استفاده قرار گیرد واز طریق مغناطیس سنجی میزان عقب نشینی بالقوه خط ساحلی می تواند تعیین شود. تردیدی که در این جا وجود دارد این است که افزایش سطح جهانی آب دریا و سواحل ماسه ای در دنیا وابسته به فرسایش است، که شامل موانع جزیره ای و ساحلی می باشد. قانون براون یک پیش بینی درمورد اینکه چگونه افزایش سطح دریا و فرسودگی ساحل با همدیگر ارتباط دارند و یا همچنین پی می بریم که سایر عوامل به صورت مستقل از افزایش سطح دریا در فرسایش ساحل نقش دارند.
References
Bruun, Per (1962) Sea-level rise as a cause of shore erosion,Journal of the Waterways and HarboursDi vision, Proceedings merican Society of Civil Engineers 88, WW1, 117–130.
——(1983) A review of conditions for the use of the Bruun rule of erosion, Coastal Engineering 7, 77–89.
Bruun, Per (1988) The Bruun Rule of erosion by sea-level rise: a discussion of large-scale two- and three-dimensional usages, Journal of Coastal Research 4, 627–648.
Cowell, P.J. and Thom, B.G. (1994) Morphodynamics of coastal evolution, in R.W.G. Carter and C.D. Woodroffe (eds) Coastal Evolution: Late Quaternary Shoreline Morphodynamics, 33–86,Cambridge: Cambridge University Press.
Dean, R.G. and Maurmeyer, E.M. (1983) Models forbeach profile response, in P.D. Komar (ed.)Handbook of Coastal Processes and Erosion,151–166, Boca Raton, Florida: CRC Press.
Dubois, R.N. (1992) A re-evaluation of Bruun’s rule and supporting evidence, Journal of Coastal Research 8, 618–628.
——(2002) How does a barrier shoreface respond to a sea-level rise? Journal of Coastal Research 18(2), iii–v.
Healy, T. (1991) Coastal erosion and sea level rise,Zeitchrift fur Geomorphologie 81, 15–29.
Schwartz, M.L. (1967) The Bruun theory of sea-level rise as a cause of shore erosion, Journal of Geology 75, 76–92.
SCOR Working Group 89 (1991) The response of beaches to sea-level changes: a review of predictive models, Journal of Coastal Research 7, 895–921.
Further reading
Bird, Eric (2000) Coastal Geomorphology: An Introduction, Chichester: Wiley.Van Rijn, Leo C. (1998) Principles of CoastalMorphology, Amsterdam: Aqua Publications.
SEE ALSO: barrier and barrier island; beach–dune interaction; equilibrium shoreline; longshore (littoral) drift
ROGER F. McLEAN      (ترجمه: علی جهانفر)
 
BUBNOFF UNIT واحد  بابنوف
واحدی است، مناسب که میانگین کمی میزان فعالیت فرایند های متنوع ژئومورفولوژیکی و همچنین میزان تخریب سطح زمین(عمود بر سطح) یا میزان عقب نشینی شیب را نشان می دهد. هر واحد معادل 1 میلیمتر در هر هزار سال و معادل 1m3km_2 a_1 است (Fischer 1969) .
Reference
Fischer, A.G. (1969) Geological time–distance rates: the Bubnoff unit, Geological Society of America Bulletin 80, 594–652.
A.S. GOUDIE    (ترجمه: علی جهانفر)
 
BURIED VALLEY دره مدفون
واژه دره مدفون[9] به تخریب ته نشست مواد در دره اشاره دارد. این اشکال معمولا عجیب هستند اما خیلی شناخته شده نیستند و سطح فرسایشی ندارند. آنها معمولا با استفاده از اطلاعات چاه های اکتشافی یا سایر بررسی های زیر سطحی با روشهای ژئوفیزیکی شناسایی می شوند. شناسایی این اشکال اغلب عنصر مهمی در ساختار ژئومورفولوژِی یک ناحیه می باشد. انواعی از دره ها مدفون، شناسایی شده است. نخست، تعدادی از اینها نتیجه یخچال هستند. و از طریق رسوب فرسایش یافته، یخچال اولیه حاصل می شود یک مثال خوب از این نوع می توان به منطقه میدلند[10] انگلستان که دره پورتوسار[11] نام دارد اشاره کرد. یک مورد این دره بین منطقه استراتفورد[12] به اون[13] و واروویک[14] و راس درشمال شرق منطقه لیستر[15] نزدیک روخانه سار[16] است، که عمدتا شاخه ای از رود ترنت[17] است. قبل از وقوع یخ زدگی این سطح مدفون شده در قسمت ضخیم آن از شرق تا غرب منطقه لایه 30 کیلومتری رسوبات یخی وجود دارد. در بعضی مناطق، دره مدفون ابتدا از طریق فرایند های زیر یخچالی شکل گرفته و پس از آن مدفون شدند، دره مدفون شده ی وسیعی در شرق آنگلیا[18] شناسایی شده است، وودلند[19] (1970 ) اشاره ای به دره های تونلی[20] دانمارک و شمال آلمان می کند. در شرق آنگلیا تعدادی ازدره های مدفون شده به صورت باریک ظاهرمی شوند که پهنای آنها تا 500 متر می رسد و عمق اغلب آنها 100 متر است درحالی که ساختار دره ها دردانمارک وسیع تر و کم عمق ترمی باشد. وودلند هر چند مشابه با این ساختار است با این حال صفحه ی یخی در زیر سطح فرسایش یخچالی دارد. در نمونه شرق آنگلیا بوسیله طبقه ی وسیعی از رسوبات پوشیده شده و توپوگرافی آن شکل گرفته است. سایر نویسندگان برای توضیح حفاری این دره های تونلی از طریق تغییرات یخچالی، به دره های موجود استناد می کنند .(West and Whiteman 1986)
ثانیا اینکه تعدادی از دره های مدفون وجود دارد، که ناشی از تغییرات سطح دریا و یخبندان های گذشته هستند. این امر بواسطه تعدد خطوط گستره ساحلی ایجاد می شود، جایی که رسوبات دریایی و رسوبی مدفون شده در سطحی پایین تر از سطح فعلی دریا است. بنابراین در زیر برخی رودخانه های موجود دره های مدفونی پیدا شده، که دره روخانه به داخل دریا به فاصله 100 سانتیمتر یا کمتر دارای زهکش بودند. حفره ها می تواند سطح تراز دریا را که صرفا معادل سطح رسوبی است نشان دهد، که به صورت نا منظم به اشکال گوناگون در دره ها ته نشین شده اند. این دره ها همیشگی نیستند و غالبا موازی با خط آبراهه می باشند. درنهایت باید یادآور شد که تعداد زیاد از دره های مدفون در مناطق شهری شکل گرفته، جایی که فعالیتهای انسانی صورت گرفته، در راستای توپوگرافی دره صورت گرفته است. در بعضی ازشهر ها ازخرده سنگ ها برای پر کردن دره های کوچک به منظور ایجاد سطوح هموار، برای توسعه مناطق شهری استفاده شده است.
References
West, R.G. and Whiteman, C.A. (1986) The Nar Valley and North Norfolk, Cambridge: Quaternary Research Association.
Woodland, A.W. (1970) The Buried Tunnel-Valleys of East Anglia, Proceedings of the Yorkshire Geological Society 37, 521–578.
TERRY DOUGLAS   (ترجمه: علی جهانفر)
 
BUTTE - تپه شاهد (بیوت)
تپه شاهد[21]، یک سطح شیب دار کوچک و توده خاکی با ارتفاع زیاد، که به صورت مسطح می باشد. تپه شاهد از سنگ های نرم شکل گرفته که روی یک لایه مقاوم و صخره رسوبی دارد، جریان گدازه یا سطحی محاصره شده بوسیله یک دشت می باشد. بیوتکوچکتر از مزا[22] است، که دارای قله پهن، با شیبی تند است و همچنین مرحله ای از شکل گیری مزا محسوب می شود. گرچه معیار مشخصی برای شناخت این دو از هم وجود ندارد، ولی با این وجود هر دوی آنها از توده سنگ ضخیم فرسایشی، که در دراز مدت از عقب نشینی پرتگاه ایجاد شده اند. بیوت در پیشانی کواستا[23] و نواحی فلات ایجاد می شوند و بهترین نمونه های آن در مناطق خشک و نیمه خشک دیده می شود.
PIOTR MIGO´N   (ترجمه: علی جهانفر)
 
[1]-Mulga groves
[2]-Mogote
[3]-Cape Cod
[4]-Chesapeake Bay
[5]-Lake Michigan
[6]-Bruun Rule
[7]-Dean and Maurmeyer
[8]-Dubois
[9]-Buried valley
[10]-Midland
[11]-Proto Soar valley
[12]-Stratford
[13]-Avon
[14]-Warwick
[15]-Leicester
[16]-Soar
[17]-Trent
[18]-Anglia
[19]-Woodland
[20]-Tunnel valleys
[21]-BUTTE
[22]-MESA
[23]-CUESTA
دفعات مشاهده: 104 بار   |   دفعات چاپ: 11 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
انجمن ایرانی ژئومورفولوژی Iranian Association Of Geomorphology
Persian site map - English site map - Created in 0.063 seconds with 885 queries by yektaweb 3506