[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
آشنایی با ژئومورفولوژی::
آشنایی با انجمن::
اخبار رویدادها::
کارگاه های میدانی انجمن::
دانشنامه ژئومورفولوژی::
اخبار علمی::
عضویت در پایگاه و انجمن::
بخش آموزش::
دریافت فایل::
داده ها و تصاویرماهواره ای::
موسسات ژئومورفولوژی::
منابع ارشد و دکترای جغرافیا::
نشریات ::
درگاه دانشگاه ها::
تسهیلات پایگاه::
پست الکترونیک::
برقراری ارتباط::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
پایگاه مرتبط

مجله پژوهش های ژئومورفولوژی کمی 

سایت کنفرانس های انجمن ایرانی ژئومورفولوژی 

انجمن علمی باستانشناسی ایران 

..
:: مصاحبه با آقای دکتر مجتبی یمانی دانشیار دانشکده جغرافیا دانشگاه تهرا ::

AWT IMAGE


به نام خدا

متن مصاحبه با آقای دکتر مجتبی یمانی دانشیار دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران و

رئیس هیأت مدیره انجمن ایرانی ژئومورفولوژی

مصاحبه توسط: خانم معصومه بنی صفار، دانشجوی کارشناسی ارشد ژئومورفولوژی دانشگاه تهران

به تاریخ: 07/03/1391

     

-به عنوان سوال اول به ما بگید که متولد چه سالی هستید و در کجا به دنیا آمدید؟

من در سال 1340 در نجف آباد اصفهان به دنیا آمدم و قاعدتا تحصیلاتم رو تا پایان متوسطه اونجا گذروندم.

-در مورد سوابق تحصیلیتون به ما بگید؛ اینکه دوران کارشناسی، ارشد و دکترای خود را در چه گرایشی و در کدوم دانشگاه گذروندید؟

دوره کارشناسی رو سال 1363-1362 دانشگاه تهران قبول شدم با رتبه 22 و وارد دانشگاه شدم. در طی 4 سال 144 واحد درسی رو اون زمون گذروندیم و بلافاصله فوق لیسانس ژئومورفولوژی دانشگاه تهران قبول شدم و دکترا هم سال 1369 در همین دانشگاه تهران قبول شدم. تقریبا من دوران تحصیلم به صورت پیوسته بود و در سال 1370 هم عضو هیئت علمی گروه جغرافیای دانشگاه تهران شدم. بعد از انقلاب تقریبا جزء اولین نفراتی بودم که در گروه جغرافیا استخدام شدم و هنوزم که گرفتاریم و در خدمت دانشگاه هستیم. ( با خنده)

-آقای دکتر اصلا چی شد که ژئومورفولوژی رو انتخاب کردید؟

بحثش مفصله، بعضا تو سفرای علمی واسه دانشجویان تعریف می کنم که چطور شد اومدیم ژئومورفولوژی. از قدیم خیلی علاقه مند بودم به طبیعت و در شهرستان خودمون تقریبا تمام کوه های اطراف رو می شناختم. زمانی که در دبیرستان بودیم یه گروهی داشتیم که بچه های دبیرستان به همراه دبیرمون آقای عسگری چندین بار رفتیم کوه های مختلف بعد هم که رفتن ما به جنگ باعث شد این علاقه در ما تقویت بشه و تو جنگ هم یه مقدار کار جغرافیایی انجام دادیم از جمله حد فاصل عملیات من تو قسمت آموزش بیشتر نقشه خوانی درس می دادم، عملیات و پدافند و موضوعات این طوری. در همون زمان جنگ هم بود که من کنکور شرکت کردم ( عملیات والفجر 2) و وارد دانشگاه شدیم و رشته جغرافیا که به واسته همین علاقه بود. اولین انتخابم دانشگاه تهران بود و اخرین انتخابم زاهدان فقط جغرافیا. و اومدیم در گروه دیدیم جغرافیا اون چیزی که می خواستیم نیست، اون چیزی که فکر می کردیم این نیست. تا اینکه سال دوم درس ژئومورفولوژی رو با اقای دکتر محمودی گرفتم و دیدم اون چیزی که من دنبالش بودم تو این گرایش ژئومورفولوژِی هست که من چون به این درس خیلی علاقه مند بودم فکر کنم همیشه تو درسش نمره اول رو می گرفتم. و همین شد که الآنم همچنان گرفتار همین کوه و سنگ و بیابون باشیم.

-استاد کار تدریس رو کی و از کجا شروع کردید؟

من از سال 1370 شروع کردم که در اون سال به عنوان مربی عضو هیئت علمی شدیم منتهی چون کارشناسی ارشد داشتیم به عنوان مربی شروع کردیم. بعد در سال 1375 استادیار شدم و در سال 1382 دانشیار شدم و همزمان با تاسیس دانشکده جغرافیا مشغول پست های اجرایی دیگه ای هم شدم. 10 سال معاون آموزشی بودیم و تقریبا 1 سال و نیم هم هست که معاون امور مالی هستیم، مدیر قطب علمی جغرافیا بودم حدود 8 سال و الآنم حدود 2 سالی هست رئیس هیئت مدیره انجمن ایرانی ژئومورفولوژی هستم. فعالیت های مختلفی هم داریم توی دانشگاه عضو کمیته تخصصی ... عرض شود که به هر حال هم کار پژوهشی دارم و هم کار آموزشی که کارهای آموزشیم خیلی محدود شده اخیرا به دلیل گرفتاری ها و پست های اجرایی و ... کمتر درس می دیم ولی خب کار پژوهشی همچنان ادامه داره و خوشبختانه خیلی فراموش نکردیم.

-استاد جایگاه ژئومورفولوژی رو در حال حاضر در کشورمون چطور می بینید؟

والا یه مصاحبه تلویزیونی بود همین سوالو شبکه پنج بود از من پرسیدن که گفتم در ایران خیلی از رشته ها اون طور که باید شناخته شده نیست از جمله خود جغرافیا. من زمانی که دانشگاه قبول شدم رئیس مدرسه ازم پرسید دانشگاه قبول شدی خوشحالی؟ چی قبول شدی؟ گفتم جغرافیا قبول شدم گفت خب اشکالی نداره ، طوری نیست میشی مثله خودمون! یعنی اون که در واقع دبیر آموزش و پرورش بود و رئیس دبیرستان بود هنوز جغرافیا رو نمی شناخت. الآن هم در سطح جامعه جغرافیا رو به کشور شناسی و اینا می شناسن. ژئومورفولوژی وقتی می گی تلفظش براشون خیلی سخته. ما یه مدتی دنبال کار ثبت انجمن بودیم، از وزارتخونه گرفته تا اون دفتر ثبت شرکت ها به سختی کلمه ژئومورفولوژی رو می خوندن. اینکه خب از روی عنوان خیلی شناخته شده نیست و همین طور شرح وظایفش به طوری که بعضا تو سازمان هایی که می ریم و این رو مطرح می کنیم، ابتدا می پرسن کار این رشته چیه و معمولا در سطح جامعه باید همه رشته ها در حد معمول در واقع شناخته بشه. این مشکل حتی در مورد این رشته وجود داره و متاسفانه گهگاه تو بحث زمین شناسی یا غیره این رو خیلی بهش بها داده نمیشه؛ اون طور که جایگاهش هست و شایسته است. و آخر اینکه متخصصان هم که فارق التحصیل می شن از این رشته اون طور که باید آموزش ندیده اند یا کار نکرده اند و اینکه وقتی وارد بحث های تخصصی می شن خیلی قوی عمل نمی کنن.

-آینده ژئومورفولوژی ایران؟

والا کلمه آینده خیلی پاسخ روشنی نداره. ژئومورفولوژی یه رشته است که چندتا چیز می تونه در تعالیش نقش داشته باشه؛ یکی ارتباطات بین رشته ای و بین المللی هست که بیشتر تبادل علمی بین کشورهاست. من مقالات علمی سایر کشورها رو که نگاه می کنم می بینم تنها ضعفی که ما داریم نداشتن تکنولوژی و ابزارهایی است که لازمه پژوهش های این رشته است. و الّا در زمینه علمیش ما خیلی مشکلی رو نداریم و اون آینده ای که براش متصور می شیم خوب است. یکی از اهدافی که ما تو تاسیس انجمن دنبالش بودیم این بود که بیاد تو سطح جامعه این نقش رو ایفا بکنه از طریق برگزاری دوره ها و همایش ها، کلاس های آموزشی، تبلیغات و مجله تخصصی که بیاد به نوعی این نقش رو ایفا بکنه و خوشبختانه این اتفاق افتاده هرچند مشکل خیلی داریم مثل مشکلات مالی و همکاری دوستان که همگی گرفتارن و نمی تونن خیلی وقت بذارن، با این حال داریم مجله ژئومورفولوژی رو تاسیس می کنیم، موافقت هاش گرفته شده و امیدواریم روز به روز بتونیم به جایی نزدیک بشیم که در واقع اون منجر بشه به معرفی بهتره این رشته.

-آقای دکتر به نظرتون سفرهای علمی تو یادگیری مباحث و فرایند های ژئومورفولوژی برای دانشجویان این رشته چقد می تونه مؤثر باشه؟

ژئومورفولوژی علم تجربی است که با پدیده های سطح زمین سروکار داره. برخلاف علم اقلیم شناسی که فقط داده و آمار است و پدیده های مشاهده ای خیلی کم داره، ژئومورفولوژی همش مشاهده است و قاعدتا ما برای اینکه کلاسامون رو تکمیل کنیم از عکس و فیلم و اسلاید و اینا استفاده می کنیم ولی بحث مصداقه اینه که شنیدن کی بود مانند دیدن! اینه که کارای میدانی ضروریست، لازم و واجب است برای ژئومورفولوژی. و من خودم اگر مطلبی رو از خودم نوشتم بیشتر مستند به یافته هایی بوده که روی زمین داشتم. به هر حال ما با زمین سرو کار داریم و زمین باید دیده بشه، اول از طریق مشاهده مستقیم و دوم از طریق مشاهده غیر مستقیم به وسیله عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای. اما ما داریم روز به روز به سمت اندازه گیری و ژئومورفولوژی کمّی پیش می ریم و این نیازمند به مشاهده مستقیم و برداشت، نمونه برداری و اندازه گیری است، این یک مسئله و مسئله دوم اینکه سفرها بیشتر مشاهده صرف خوب نیست. اینه که اخیرا ما خیلی اصرار داریم که توی دانشکده عنوان سفرهای علمی بشه کارهای میدانی، چیزی که در زبان انگلیسی field work گفته می شه. اینه که تلاش میشه روش های نمونه برداری روی زمین، روش های اندازه گیری و روش های تخصصی مشاهده روی زمین در حین کارهای عملی به دانشجو آموخته بشه که این بیشتر مربوط به دانشجویان تحصیلات تکمیلی از جمله دانشجویان ارشد و دکترا می باشد. امیدواریم که ابزارهامون به ویژه ابزارهای اندازه گیری میدانی به قدری تقویت پیدا کنه که بتونیم به صورت کمّی و تفصیلی روی زمین کار بکنیم. و خوشبختانه من یه مقایسه ای می کنم توی این 8-7 سال اخیر می بینم خیلی گام های بزرگی برداشته شده و حداقل تو چند نفر همکارانی که توی گروه مشغول هستند، توی کارای میدانیشون این رو عملا می بینم که خیلی بهتر شده.

-اگه وقت داشته باشید تا به خوندن کتاب های غیر جغرافیایی اختصاص بدید بیشتر علاقه مند به چه موضاعاتی هستید؟

والا اگه وقت داشته باشم به جای اینکه کتاب بخونم میرم می گردم یه جوی آبی پیدا کنم، یه آتیشی روشن کنم، یه چایی درست کنم کنارش بخوریم (با خنده)! و سایر کتب رو گذاشتیم واسه زمان بازنشستگی، ایشاله اگه بازنشته بشیم!!!

-استاد میونتون با رشته های هنری چطوره؟ فکر کنم با نقاشی میونه خوبی داشته باشید درسته؟ آخه تو کلاساتون لندفرم ها رو خیلی قشنگ می کشید!

برادر من عضو هیئت علمی دانشکده هنره، این جا هم تدریس داره. رشته ایشون گرافیکه. آره مدت ها پیش یه زمانی بحث داشتیم تو خونواده که هر کسی می گفت رشته من این طوریه، برادرم گفت بهترین رشته دنیا رشته منه، یه خط می کشم کلی لذت می برم نه درس خوندن داره نه امتحان دادن داره. اینه که خب از نظر ایشون یک نقاشی ممکنه خیلی ساده به نظر برسه ولی از دیدگاه هنر ممکنه خیلی ارزشمند باشه. هرکسی بالاخره سلیقه ای داره، نگاه می کنی تو خونه ش تابلو نقاشی ، مجسمه ای چیزی هست. من با خانوم جابری که رساله دکترا داره و آقای دکتر احمدآبادی رفته بودیم گرمسار، من چندتا تکه نمک از یه معدن نمک آوردم چون جا نبود رفتیم خونه، بردم خونه شستمش خیلی براق و خوب شد و خانومم گفت نمیذارم ببریشون برو برا خودت بیار! منظور اینکه نمک چیزی نیست ولی بارون که اومده شکل های خیلی زیبایی رو ایجاد کرده بود که انقد زیباست بعضی وقت ها تو طبیعت آدم چیزای هنری پیدا می کنه، اینه که نگاه ما باید به پدیده ها هنری باشه.

-و به عنوان آخرین سوال اگه حرفی و حدیثی با دانشجویان ژئومورفولوژی و کلا با علاقه مندان به این رشته دارید، بفرمایید.

صحبت ها رو که دائم در کلاس ها و سفرها بحث میشه. من به اون هایی که احساس بی تفاوتی می کنن به رشته و برخی که باعلاقه مندی اومدن، می گم که شرط اول برای اینکه آدم تو کاری موفق بشه اول علاقه است و دوم پشتکار. بعضا می خوان موضوعی رو تعیین کنند برای پژوهش می گم که هیچ موضوعی نیست که نشه کارای پژوهشی روش انجام داد. اما موضوعی بهتره که شما اونو دوست داشته باشید. و سوم اینکه آدم کاری نیست که توش نتونه موفق بشه، شکست هست ولی در هر رشته علاقه مندی شرط اوله و دوم تلاشه. اینه که چه رشته ژئومورفولوژی، چه فلسفه و چه سایر رشته ها همه شون رشته خوبی هستند به شرط اینکه ما علاقه مند باشیم و توش تلاش باشه. توی هر رشته ای زمینه موفقیت هست و اینکه ما چرا موفق نمی شویم اینه که دنبالش نمی رویم یا تلاش نمی کنیم. با آرزوی موفقیت برای همه.

پایان

 















  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 15014 بار   |   دفعات چاپ: 1121 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 165 بار   |   0 نظر
انجمن ایرانی ژئومورفولوژی Iranian Association Of Geomorphology
Persian site map - English site map - Created in 0.07 seconds with 42 queries by YEKTAWEB 3708